من
موجودی ارزشمند،توانا،سرشار از احساس،مهربان وتنها ...
موجودی که در هزار توی وجودش راه ها،راز هاو معانی زیادی دارد و تنها نامی دو حرفی بر او نهاده اند....
زن!!!!
من دو حرفی نیستم،
ساده ولی پیچیده...
ظریف ولی مقاوم...
حساس ولی بی تفاوت...
نرم ولی زبرو خشنم...
من هستم اما...نه برای نرمی جای خوابت !
نه فقط در غم یا شادی هایت !
نه برای مرداب گلایه هایت !
می مانم برای همیشه تا همیشه...تا ببینی...حس کنی...نرمی و استواریم را،
تا درک کنی،بفهمی تمام تفاوت و ظرافتم را ...
هستم در تمام لحظاتت،می شنوم گلایه هایت،می بینم مهربانی هایت و حس می کنم بوسه هایت را،
آمده ام که باشم پس گذار تا بمانم نه تنها به اندازه دو حرف به اندازه تمام آنچه هستم...
دوستت دارم!
پگاه یعنی،صبح زود... پاییزم همون فصلیِ که دنیا اومدم و آبی رنگی که عاشقانه دوستش دارم...نه به خاطر وسعت آبی،فقط فقط به خاطر آبی وسیع...