سفر

سفر برایم هیچ چیز به جز دلتنگی ندارد

اما تجربه به من آموخت

که برای بهتر دیدن عظمت هر چیز...

باید قدری از آن دور شد!!!!


باز باید ....

دویدنِ بی‌پایانِ یکی نقطه بر قوسِ دایره.
تا کی؟

باز باید بیدار شوم، بشنوم، ببینم، باور کنم.
باز باید برای ادامه‌ی بی‌دلیلِ دانایی
تمرینِ استعاره کنم.

همه برای رسیدن به همین دایره
از پیِ دایره می‌دوند.

هی نقطه‌ی مجهول!
مرارتِ مسخره!
مضمونِ بی‌دلیل!
تا کی؟

میز کارم غبار گرفته است
رَخت‌های روی هم ریخته را نَشُسته‌ام
رویاهای بی‌موردِ آب و ماه و ستاره به جایی نمی‌رسند،
شب همان شب وُ
روز همان روز وُ
هنوز هم همان هنوز ...!

من بدهکارِ هزار ساله‌ی بارانم،
آیا کسی لیوانِ آبی دستِ من خواهد داد؟

 
از : سید علی صالحی

تجربه یک روز:
شما هم می‌شناسیدشان:همین بعضی‌هایِ بی‌حوصله، بعضی‌های نابَلَد ...!
بی‌خود و بی‌جهت، خیال می‌کنند،درگاهِ این خانه تا اَبَد،رویِ همین لنگه‌ی در به در می‌چرخد.آیا خاموشی باد، واقعا از ترسِ وزیدن است؟


دل نوشت :
چقدر این دوست‌داشتن‌های بی‌دلیل... خوب است
مثل همین باران بی‌سوال، که هی می‌بارد ....
که هی اتفاقا آرام و شمرده .... شمرده می‌بارد....



خـــــزان 1391

سلام
هر سال قبل از اینکه این موقع از سال بشه کلی هیجان داشتم که واسه اولین روزِ دوست داشتن یه چیزی بنویسم و احساسم را یه خاطره کنم و همیشه نگه دارم ...
امسال اصن چیزی واسه نوشتن ندارم... نه که دپ باشم و بی حوصله نه! فقط.....

روزها به بهترین شکل میگذرن و من،تنها حض این روزای پر مهر رنگ وارنگ رو میبرم،
اومدم اینجا... تا از تمام دوستایی که رسیدن اولین روز پاییز را یاد داشتن و صمیمانه تبریک گفتن،اون دوستایی که روزهای ابتداییِ پاییزم را با وجودشون، حضورشون، نوشته هاشون، پیامک هاشون رنگ وارنگ کردن تشکر کنم...

همینجا از
محبوبه شب باغچهء خونمون که هر شب با بوی عطرش واقعا کولاک میکنه... D:
از مموش ملوسی که هر وقت میبینتت چشماشو خمار میکنه و با عشوه صدات میکنه...
و از شادمهر عقیلی !!!! عزیز که آهنگی بس زیبا رو جدیدا خونده! تشکر میکنم :))


خزان نوشت:

دوستتون دارم، یه عالمه جای تو و تو و تو توی تک تک لحظه های زندگی خالیه! زندگی ایی که متعلق بهته و لیاقت هر لحظه زنده بودنش رو داری...
از گرمی رنگ ها، گرمی نه هوا،بلکه دل ها لذت ببر و عشق بورز...

دوستت دارم!