زمستون.اسفندماه.25
همین دیروز بود داشتم جوجه هامو میشمردم...
همون روزا بود خیلی شنگول منگول بودم...
سالم دیگه نایی برا موندن نداراه... داره جمع مور میکنه تا بره شاید سرنوشت،بهتری رو براش بخواد..
سال جدیدسال ببره... آخ جون سال ساله منه...
امیدوارم سال خوبی باشه حداقل آروم و پر از موفقیت...
برای توأم دعا میکنم برای تویی که بودی ودیگه نیستی...
برای تویی که هستی وشاید فردا نباشی...
برای خودم که همیشه و تا هر جا هستم...
هفت سین زندگیتون سبز سبز سبز سبز سبز سبز سبز باشه...
به اونایی که دوستشون دارم گفتم که هشتمین سینشون چی باشه!!!!
مممممم....
دوست دارم سالآینده خانم حسین حالش خوب خوب بشه...
خودم کنکور قبول شده باشم و یه کار خوب پیدا کنم...
شان که هوای وطن داره باز بیاد و به خواسته هاش برسه...
شاهین بره دنبال زندگیش موفق بشه...
میلاد با خانومش خوشبختی رو تجربه کنه...
ایمان تو کارش موفق بشه...
میثم دست ازعشق و عاشقی برداره زندگی رو طی کنه...
رضا(شارلاتان) تا ابد خوشگل بمونه...
حبیب به خواسته هاش برسه و تا همیشه بخنده...
پیام از تنهایی در بیاد ...
مریم رنجبر با کسی که قسمتشه ازدواج کنه...
بنفشه خوشبخت بشه...
مهتاب بی دردسر زندگی کنه ویادش بمونه عاشقشم...
خدا سال نوت مبارک....![]()
پگاه یعنی،صبح زود... پاییزم همون فصلیِ که دنیا اومدم و آبی رنگی که عاشقانه دوستش دارم...نه به خاطر وسعت آبی،فقط فقط به خاطر آبی وسیع...