پاورچین پاورچین اومد .....

بی سر و صدا تر از هر سال ....

یادمه هر سال با کلی ماجرا می اومد و میرفت .... امسال آروم اومد و آسه آسه رفت ....

دقت کردی؟ ماه رمضون امسال سر ماهشم دعوا نبود ..... اونم به ارزوش رسید!

قدرشو بدون ....

قدرتشو درک کن ....

امشب شب خاصی .... اونی که قبولش دارم و میپرستمش امشب تو بستر افتاده .... ناله هم نمیکنه! از بزرگیشه میدونم از تنهایشه از ترس شاید!!!!
مگه میشه اون با اون همه بزرگی؟ آره بابا اونم دل داشت و دلش تو تنهایی محض سکوت شب شکست ! لرزید و ترسید .....

آااااااه تو سینه تنگش آروم گرفت و .....

قدرشو بدون!


پ.ن: هر سال این موقع که میشد به جای قرآن دف بر میداشتم به جای سر میگرفتم دستم و میزدم و میزدم ....... خب هم اهل خونه عادت کرده بودن هم اهل محل.... نمیدونم اون شب اصلا کسی صدای سوز دفم رو میشنید یا نه هر چی بود گذشت!

پ.ن: امشب دف هم تنهاست و در سکوت تنهایی میلرزه!

پ.ن: امشب منم تنهام و در سوگ از دست دادن بتم! علی! برات مینویسم تا بخونی! علی مُرد! سال هاست که مُرده!

دل نوشت : علی من با علی محمد فرق داشت! نوشتم محض اطلاع! محض ..... هیچی!