دوستت دارم
خدایا ،
پروردگارا،
تن عزیزم سرد است و بی تاب گرمای وجود کسی که در آتش تنهایی عشقش می سوزد...
پروردگارا،
تنهاترینم تو خود میدانی ، میدانی که جز تو هیچ تنی را عاشقانه در آغوش نگرفته ام پس خود را در کالبد انسانی به من بنما تا بدانم که هستی...در آغوشم بگیرتا احساس کنم زنده ام،تا بفهمم که دوستم داری...چشمانت را بر چشمانم بدوز تا آنچه در نهان هیچ کس نخواندم و بگویم آنچه را تا کنون با هیچ کس نگفته ام...
پروردگارا،
قلبم را مملو از آن کن که مرا برای اثبات هستی اش آفریدی،
پروزدگارا،
قاب آویز عشـــــق را اعتبار و زینت بخش جانم کن...
به تو می نگرم،لمست میکنم،میبینم و حس میکنم تمام آنچه را که آفریدی و به خاطر آفرینشش خود را احسن الخالقین نامیدی...
عاشقانه ترین کلمات و احساسات رابرایت شاخه گلی کردم و آن رابه بهترینم هدیه دادم باشد که ارزش این سبزی و طراوت خاطر او را هم تلطیف کند و برای لحظه ای بخندد... .
دوستت دارم و هزاران بوسه را بر تک تک لحظات حضورت مینشانم....
پگاه یعنی،صبح زود... پاییزم همون فصلیِ که دنیا اومدم و آبی رنگی که عاشقانه دوستش دارم...نه به خاطر وسعت آبی،فقط فقط به خاطر آبی وسیع...